تبليغاتX
کاش می شد سرنوشت مرا از سر نوشت!
کاش می شد سرنوشت مرا از سر نوشت!


¿راز ...

شنبه بیست و هشتم آبان 1384
يك روز سر كلاس فلسفه ، استاد ظرف بزرگ شيشه اي را روي ميز قرار داد و اون رو پر از توپ هاي بيليارد كرد ، سپس از شاگردان پرسيد آيا اين شيشه پر شده ؟ شاگردان پاسخ دادند : بله
سپس استاد تعدادي تيله را توي شيشه ريخت ، تيله ها بين توپ ها جا گرفتند ، استاد پرسيد آيا شيشه پر است ؟ شاگردان جواب دادند : بله
بعد استاد ظرف را با ماسه پر كرد ، ماسه ها تمام فضاي خالي را اشغال كردند ، استاد پرسيد آيا ظرف پر شده است ؟ شاگردان جواب دادند : بله
استاد گفت زندگي مانند اين شيشه است ، مسايل اصلي زندگي مانند توپ بيليارد ،‌مسايل تقريبا مهم مثل تيله و مسايل جزئي مثل ماسه ، اگه شيشه رو با ماسه پر كنيد جايي براي تيله ها و توپ ها نميمونه .این راز زندگیست!
 .

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384 و ساعت 20:16 توسط : ملودی

»» ««

مطالب قبلی